حكيم زجاجى
14
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
افسانه و تاريخ ، اخلاق و سياست و پند و حكمت را با ظرافت تمام درمىآميزد و با كلامى آراسته و استوار در گوش جان مردم زمزمه مىكند . پس انديشههاى او در هر كوى و برزن پيامى جاودانه مىشود و آموزشى زيركانه . اوست كه سلحشوران و پهلوانان نيكانديش ، سنجيدهگفتار و پاكيزهكردار مىآفريند و بر آن است كه به همگان آيين جوانمردى ، آزادگى و انساندوستى بياموزد و آرزوهاى باطنى خويش را دربارهء ايران سرافراز و ايرانى برجسته و ممتاز تصوير كند . شاعران پس از فردوسى هم در دايرهء آموزشها و حوزهء نفوذى او قرار مىگيرند . از سخنان حكيمانهء او بهره مىبرند و چهبسا وسوسهء طبعآزمايى و آفرينشى تازه در آنان جان مىگيرد . چنانكه در قلمرو وسيع زبان و ادب فارسى بسيارند سخنورانى كه به فكر پيروى يا ادامهء كار او افتادهاند . شايد بتوان گفت كه در ميان حماسهسرايان ملى و دينى ، حتى بزرگانى چون نظامى در اسكندرنامه ، اسدى طوسى در گرشاسبنامه ، ايرانشاه بن ابى الخير در بهمننامه و كوشنامه ، صباى كاشانى در شهنشاهنامه ، ابن حسام در خاوراننامه و . . . كه هريك از آنان در شعر فارسى جايگاهى ويژه دارند ، نتوانستهاند به مرتبهء و الا و عظمت كار حكيم طوسى نزديك شوند . ازجملهء پويندگان اين راه سرايندهاى است از تبريز در سدهء هفتم ، به نام حكيم زجّاجى كه به پيروى از شاهنامه و در ادامهء آن دفترى ساخته است . شيوهء او در شعر ادامهء سبك شاعران نامور آذربايجان در نيمهء دوم قرن ششم چون ابو العلاى گنجوى ، قوامى گنجوى ، فلكى شروانى ، خاقانى شروانى و نظامى گنجوى است . زجّاجى نزديك به شصت هزار بيت در بحر متقارب سروده است كه كتاب حاضر در دو مجلد بخش پايانى آن را دربردارد . شاعر به كار فردوسى چندان نزديك مىشود و در شعر او زندگى مىكند كه گاه مصرع يا بيتى را بعينه در روايت خود درج مىكند ، يا ابياتى را با پس و پيش كردن برخى واژهها از آن خود مىسازد . درپى مقايسهء اين نسخه با شاهنامه نيستيم ، يا اينكه سراينده چه پايه و مايهاى در طبعآزمايى دارد ، يا از كتاب ارجمند شاهنامه تا چه ميزان بهره برده است . بزرگان خود به هنگام مرور متن به اين نكتهها توجه خواهند كرد و تعبيرها ، تصويرها ، تركيبها ، واژهها و حتى شيوهء خاص بيان شاهنامهاى را در جاىجاى سرودهء زجّاجى باز خواهند شناخت .